تبليغاتX
اخدودی - چرا من هم بیانیه تحریم سینما حقیقت را امضا کردم؟!
فتوبلاگ مهدی گنجی (درباره خودم, فیلم و عکس)

مدتهاست که جمع کردن فیلمهای آرشیوی و مستندهای تاریخی و اجتماعی ایران و استفاده از آنها در فیلم های مستند برایم مهم و جدی ست. وقتی به آنها نگاه می کنم اگر چه صامت هم باشند صدای آدمهای جلو دوربین را می شنوم و همه چیز مثل لحظه فیلمبرداری برایم زنده می شود، رنگ می گیرد،  در جلو چشمهایم رژه می رود و حقیقت تاریخی خود را بعد از گذشت سالها دوباره جلوه گر می کند: تصاویر شاهان سیبیلو در دوره قاجار و مردم خر سوار، نماهای ملی شدن صنعت نفت، جنگ جهانی، کودتای بیست و هشت مرداد، امام خمینی در فرانسه، انبوه پلانهای پیروزی انقلاب و نگاه های رزمندگان کشور در جنگ هشت ساله به دوربینهایی که ویز ویز از کنارشان گلوله رد می شود و بعضی وقتها به زمین می افتند.

 حالا همه ما می توانیم به تصویر دستهای صدام در حال پاره کردن قرارداد 1975 نگاه کنیم و شروع جنگ را برای کودکمان توضیح دهیم! چرا که تصاویر مستند یک حقیقت یکه تاریخی هستند. بر اساس آنها قضاوت می کنیم و تاریخ را بدون خط و خش برای آیندگان تر و تازه نگه می داریم.

همه این تصاویر با فشار دادن دکلانشور دوربینها توسط عکاسان، فیلمبرداران و مستند سازان این کشور ثبت شده اند که هر کدام بنا به دوره تاریخیشان رنگ، بافت و کیفیت زیبایی شناختی خاصی دارند، از فیلمهای ابراهیم خان عکاس باشی گرفته تا گروه چهل شاهد...

 امروز وظیفه ماست که این تصاویر را حفظ کنیم و در صندوقچه هزار قفله نگه بداریم چرا که بعضی وقتها گوش شیطان کر، کم و زیاد می شوند یا بنا به مصالحی حقیقت موجود در آنها غیر قابل پخش!

حالا شما با عقل و منطق خودتان قضاوت کنید ( عقل و منطقی که همیشه همراه شماست حتی در سفر!!) اگر کسی بخواهد در قرن 21، قرن تصاویر دیجیتال با کیفیت بالا، مستندی به شیوه سینما حقیقت  cinema variety) ( از اتفاقات اخیر اجتماعی سیاسی ایران بسازد، با کدام تصویر و با چه کیفیتی می تواند این کار را انجام دهد؟

شاید سازنده فیلم آنقدر پول داشته باشد که هزاران سیاهی لشگر را در دکورهایی مانند خیابانهای تهران بازسازی کند و از آنها فیلم بگیرد، اما یادتان باشد حتما باید کیفیت صدا و تصویر را به افتضاحی فیلمهای قبل از میرزا ابراهیم خان نزدیک کند. حالا ذهن همه مردم دنیا به دیدن تصاویر خیابانهای ایران با دوربینهای موبایل عادت کرده و گریزی از کیفیت کم آنها نیست.

یک سوال؟

پس این همه تصویربردار و مستند ساز حرفه ای کدام جایی بوده اند؟ پس من کدام جایی بوده ام؟

شما شاید ندانید، ولی وقتی کارد سلاخی بین انقلاب و آزادی در پنج سانتی متری گلویت قرار می گیرد قلب آدم از کار می افتد چه برسد به دکمه ریکورد دوربین!

به همین خاطر است که حالا برای رسیدن به سینما حقیقت باید تصاویر موبایلهای مردم کوچه و بازار را روی پرده انداخت.البته اگر حقیقتی وجود داشته باشد!  دیگر کسی مانند هزاران سال پیش روی بومهای سنگی اتفاقات اطرافش را نقاشی نمی کند، حالا دیگر تصاویر مستند حقیقت تاریخ را به همه دنیا نشان می دهند و با سرعت نور خانه به خانه دهکده جهانی را طی می کنند اگر چه مستند سازان می ترسند دستشان را به دوربینشان ببرند دوربینی که قرار است حقیقت را ثبت کند.

حالا باز هم خودتان قضاوت کنید برگزاری جشنواره ای با نام " سینما حقیقت" آیا می تواند حقیقت مستندی از این مملکت را بازنمایی کند؟

بیانیه و نوشته های مرتبط:

http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1388103&Lang=P

http://makan-mehr.blogspot.com/2009/09/blog-post_7146.html

http://fa.shortfilmnews.com/shownews.asp?id=-1718302565

http://www.etemaad.ir/Released/88-07-07/184.htm

http://www.peykemostanad.com/1388/RS-Tahrim.htm

http://www.khabaronline.ir/news-19657.aspx

 

       

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/24ساعت 2:1  توسط مهدی گنجی   |